معنی هوشمندی
7 بازدید
[ مَ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی هوشمند. ذکاء. ذکاوت. فطانت : جوانان ورا پاسخ آراستند دل هوشمندی بپیراستند.فردوسی. بالای سرش ز هوشمندی میتافت ستارهٔ بلندی.سعدی.
کلمات همقافیه با «هوشمندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر