معنی هوشمند

معنی هوشمند

6 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) باهوش. خداوند هوش. هوشیار. صاحب هوش. (برهان) (انجمن آرا): حکیمان داننده و هوشمند رسیدند نزدیک تخت بلند.فردوسی. به دل گفت کاین کودک هوشمند به جایی رسد در بزرگی بلند.فردوسی. بدین دانش و این دل هوشمند بدین برز و بالا و رای بلند.فردوسی. نگر تا خویشتن را چه پسندی به هر کس آن پسند ار هوشمندی. (ویس و رامین). هوشمندان به باغ دین اندر ای برادر گزیده اشجارند.ناصرخسرو. شاد کی باشد در این زندان تاری هوشمند؟ یاد چون آید سرود آن را که تن داردش تب. ناصرخسرو. این یکی دیو است بی تمییز و هوش خیرگی بیند ز بی هش هوشمند. ناصرخسرو. این نیست نشان هوشمندان او خواه به گریه خواه خندان.نظامی. سخن کآن از دماغ هوشمند است گر از تحت الثری آید بلند است.نظامی. که من در دل آن دارم ای هوشمند که آن اژدها را رسانم گزند.نظامی. چنین گفت فرزانهٔ هوشمند که دانا نگوید سخن ناپسند.سعدی. صد انداختی تیر و هر صد خطاست اگر هوشمندی یک انداز و راست.سعدی. ندهد مرد هوشمند جواب مگر آن گه کز او سؤال کنند.سعدی. رجوع به هوش شود.

کلمات هم‌قافیه با «هوشمند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید