معنی هوس داشتن
5 بازدید
[ هَ وَ تَ ] (مص مرکب) هوس پختن. هوس کردن : تا تو بازآمدی ای مونس جان از در غیب هرکه در سر هوسی داشت از آن بازآمد. سعدی.
کلمات همقافیه با «هوس داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر