معنی هواخواهی
7 بازدید
[ هَ خوا / خا ] (حامص مرکب) طرفداری. دوستی. علاقه. مساعدت. معاضدت. (یادداشت بخط مؤلف): آن میل ها و هواخواهی ها که دیده آمده بود بنشست. (تاریخ بیهقی). از جانب وی همه راستی و یکدلی و اعتقاد راست و هواخواهی بوده است. (تاریخ بیهقی). گر ببینی ز مرغ تا ماهی همه را باشد این هواخواهی.نظامی. گل کمر بسته در شهنشاهی خاک چون باد در هواخواهی.نظامی.
کلمات همقافیه با «هواخواهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر