معنی هواخواه

معنی هواخواه

8 بازدید
[ هَ خوا / خا ] (نف مرکب) یار و دوست و محب. (برهان). هوادار. طرفدار. جانب دار. موافق. (از یادداشتهای بخط مؤلف): آن خریدار سخندان و سخن وآن هواخواه هنرمند و هنر.فرخی. پادشا باش و رخ از شادی مانندهٔ گل رخ بدخواه هواخواه تو مانندهٔ کاه.فرخی. بنده وفادار و هواخواه توست بنده هواخواه و وفادار، دار.منوچهری. چو هم دل بود او را، هم درم بود هوادار و هواخواهش نه کم بود. فخرالدین اسعد. دل اختر از جان هواخواه توست زبان زمانه ثناخواه توست.اسدی. هرکه زبان او خوشتر هواخواه او بیشتر. (قابوسنامه). تا بود قضا، بود وفادار یمینش تا هست قدر، هست هواخواه شمالش. ناصرخسرو. در کهن انصاف نوان کم بود پیر هواخواه جوان کم بود.نظامی. دلیران ارمن هواخواه او کمربسته بر رسم و بر راه او.نظامی. دو بهره جهان را در آن شهر یافت هواخواه خود را یکی بهر یافت.نظامی. چو دیدند کاوصاف و خلقش نکوست به طبعش هواخواه گشتند و دوست.سعدی. بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم.حافظ. من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش در عشق دیدن تو هواخواه غربتم.حافظ. هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی که هم نادیده می بینی و هم ننوشته میخوانی. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «هواخواه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید