معنی هنیء
6 بازدید
[ هَ ] (ع ص) گوارا و گوارنده. هنی : چو تشنه نباشد کس آنجا، پس آن چه جای شراب هنی ء و مری است. ناصرخسرو. || آنچه بی دسترنج رسد کسی را. گوارنده از طعام و شراب. (منتهی الارب). || (اِ خ) هنی ء و مری ء؛ نام دو جوی است در شام که ازآنِ هشام بن عبدالملک بوده است. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «هنیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر