معنی هنر کردن
5 بازدید
[ هُ نَ کَ دَ ] (مص مرکب) کار مهم کردن. قدرت نمودن در کار: ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش پیرانه سر بکن هنری ننگ و نام را.حافظ. فارس هنر کند نه فرس در دم نبرد مرکب اگر سیاه کنندش و گر کُرنگ.کاتبی.
کلمات همقافیه با «هنر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر