معنی هنرپروری
5 بازدید
[ هُ نَ پَ رْ وَ ] (حامص مرکب) پروردن و تربیت کردن هنرمندان را. هنر را بزرگ داشتن. کوشش برای هنر: نجوید کسی بر کسی برتری مگر از طریق هنرپروری.نظامی.
کلمات همقافیه با «هنرپروری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر