معنی هندوان
5 بازدید
[ هِ ] (اِخ) در زبان پهلوی هندوکان به معنی هندوستان به کار رفته است. (حاشیهٔ برهان چ معین). از: هندو +الف و نون نسبت. جای هندو. سرزمین هندو. هندوستان : آن کو به هندوان شد یعنی که غازیم از بهر بردگان نه ز بهر غزا شده ست. ناصرخسرو. || (اِ) جِ هندو. رجوع به هندو شود.[ هَ دَ ] (اِخ) نام قلعهٔ بلخ است. (برهان).[ هُ ] (اِخ) نهری است بین خوزستان و ارجان و بر آن ولایتی واقع است. (معجم البلدان).[ هِ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان خوی. دارای ۱۷۵ تن سکنه، آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و هنر دستی مردم جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ هِ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان خوی. دارای ۹۰ تن سکنه، آب آن از رود قطور و محصول عمده اش غله، حبوب، کرچک، کدو و کار دستی مردم جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «هندوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر