معنی همنشستی
5 بازدید
[ هَ نِ شَ ] (حامص مرکب) همنشینی : سرم چون ز می تاب مستی گرفت سخن با سخا همنشستی گرفت.نظامی. نسازد با همالان هم نشستی کند چون موبدان آتش پرستی.نظامی. ز خود برگشتن است ایزدپرستی ندارد روز با شب همنشستی.نظامی.
کلمات همقافیه با «همنشستی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر