معنی هم‌نشست

معنی هم‌نشست

5 بازدید
[ هَ نِ شَ ] (ص مرکب) جلیس. همنشین : بدین هم نشست و بدین هم سرای همی دارشان تا تو باشی به جای.فردوسی. سرافیل همرازش و هم نشست براق اسب و جبریل فرمانبر است.اسدی. که همه قاضیان ز دست ویند همه زهاد هم نشست ویند.سنائی. میده تنهاتر است تنها خور به سگان ده، به هم نشست مده.خاقانی. مهتران چون خوان احسان افکنند کهتران را هم نشست خود کنند.خاقانی. عیب یک هم نشست باشد بس کافکند نام زشت بر صد کس.نظامی. آمد نه چنانکه هم نشستان شوریده سر آنچنانکه مستان.نظامی. باد است ز عشق تو به دستش گور است و گوزن هم نشستش.نظامی. وگر عار دارد عبارت پرست که در خلد با وی بود هم نشست.سعدی. بشوی ای خردمند از آن دوست دست که با دشمنانت بود هم نشست.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «هم‌نشست»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ست» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید