معنی هم‌نبرد

معنی هم‌نبرد

7 بازدید
[ هَ نَ بَ ] (ص مرکب) هم ناورد. دو تن که با یکدیگر نبرد کنند: به جز پیلتن رستم شیرمرد ندارم به گیتی کسی هم نبرد.فردوسی. اگر هم نبرد تو باشد پلنگ بدرّد بر او پوست از یاد جنگ.فردوسی. منم گفت: شایستهٔ کارکرد اگر نیست او را کسی هم نبرد.اسدی. زره دار گردی همانگه ز گرد برون تاخت و آمد برش هم نبرد.اسدی. چو ایشان ز هم می برآرند گرد من و تو شویم آنگهی هم نبرد.اسدی. چون کوشم با غمت که گردون کوشید و نبود هم نبردش.خاقانی. چون شاهسوار چرخ گردان میدان بستد ز هم نبردان...نظامی. دلیرانه می گشت و میخواست مرد تهی کرد جای از بسی هم نبرد.نظامی. گرم ژرف دریا بود هم نبرد ز دریا برآرم به شمشیر گرد.نظامی. رجوع به هم ناورد شود.

کلمات هم‌قافیه با «هم‌نبرد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید