معنی همناورد
6 بازدید
[ هَ وَ ] (ص مرکب) هم نبرد. دو تن که با یکدیگر جنگ کنند: تو هم ناورد خاقانی نه ای زآنک سلاح مردی از تن برفشاندی.خاقانی.
کلمات همقافیه با «همناورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر