معنی هممادری
7 بازدید
[ هَ دَ ] (ص مرکب) هم مادر. دو تن که از یک مادر زاده اند: در منصف ذوالقعدهٔ سنهٔ خمس وستمائه برادر هم مادری عجمشاه امیر زنگی و چند امیر غز به تخت اعلی پادشاه آمدند. (المضاف الی بدایع الازمان ص ۴۱).
کلمات همقافیه با «هممادری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر