معنی همم
7 بازدید
[ هِ مَ ] (ع اِ) جِ هِمّة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). همت ها. اندیشه های بلند: اندر دلش دیانت و اندر کفش سخا اندر تنش مروت و اندر سرش همم.فرخی. هرکه را بینی با بخشش و با خلعت اوست همتی دارد در کار سخا، به ز همم.فرخی. همم بقایای امم در مهاوی قصور و نقصان قرار گرفته. (تاریخ بیهقی). گردش گردون نیارد همچو تو نیکوسیر دیدهٔ گردون نبیند همچو تو عالی همم. مسعودسعد. آرزوی جان ملک عدل و همم بود از ملک عادل همام برآمد.خاقانی. || آرزوها: یک همت تو حاصل گرداندم همم یک فکرت تو زایل گرداندم فکر. مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «همم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مم» برای سرودن شعر