معنی همقران
5 بازدید
[ هَ قِ ] (ص مرکب) قرین. همنشین : رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب قرین آتش هجران و همقران فراق.حافظ. || هم ارزش : با ارزن است بیضهٔ کافور همنشین با فرج استر است زر پاک هم قران.خاقانی. || نظیر. همانند. مانند: ز ژاژخایی هر ابلهی نرنجم از آنک هنوز در عدم است آنکه هم قران من است. خاقانی. رجوع به هم قرین شود.
کلمات همقافیه با «همقران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر