معنی همقدم
5 بازدید
[ هَ قَ دَ ] (ص مرکب) همراه و هم سفر و هم طلب. (برهان): تا کی دم اهل، اهل دم کو همراه کجا و هم قدم کو؟ نظامی (لیلی و مجنون ص ۵۰). تا هم قدم شدیم سگ پاسبانْت را از فرق فرقدین، قدم برنهاده ایم.خاقانی. با طایفه ای جوانان صاحبدل همدم و همقدم بودم. (گلستان).
کلمات همقافیه با «همقدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر