معنی همسایگی
4 بازدید
[ هَ یَ / یِ ] (حامص مرکب) همسایه بودن. جوار. مجاورت. (یادداشتهای مؤلف). - همسایگی جستن؛ همسایه شدن با کسی : مجویید همسایگی با بدان مدارید افسوس نابخردان.اسدی. - همسایگی گرفتن؛ همسایه شدن. منزل گرفتن در جایی : که از بینوایی و بیمایگی گرفتم در این خانه همسایگی.نظامی.
کلمات همقافیه با «همسایگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر