معنی هم‌زانو

معنی هم‌زانو

6 بازدید
[ هَ ] (ص مرکب) دو کس که با هم زانوبه زانو نشینند. (آنندراج). هم نشین : همزانوی شاه جهان نشسته در مجلس و در بارگاه و بر خوان.فرخی. همچو معشوقی که سالی با تو همزانو شود ناز را وقت عتابی در میان پیدا کند. منوچهری. هرکه او پیش خردمندان به زانو آمده ست با خردمندان نشاید کردنش همزانوی. ناصرخسرو. چو همزانو شوم با غم گریبان را کنم دامن سر من از سر زانو کند دامن گریبانی. خاقانی. من و سایه هم زانو و همنشینی من و ناله همکاسه و هم رضاعی.خاقانی. نیست جز اشک کسش هم زانو نیست جز سایه کسش هم پیوند.خاقانی. مجنون چو شنید پیش خواندش هم زانوی خویشتن نشاندش.نظامی. دشمنم را بد نمیخواهم که آن بیچاره را این عقوبت بس که بیند دوست هم زانوی من. سعدی. || دوست خالص. رفیق. (آنندراج): دولتش همشیره و دل همره و دین همنشین نصرتش هم زانو و اقبال همروی سرای. منوچهری. || شریک. (آنندراج). || برابر. مساوی.

کلمات هم‌قافیه با «هم‌زانو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید