معنی همدستان
5 بازدید
[ هَ دَ ] (ص مرکب) هم داستان. (برهان). قرین. هم آواز. هم آهنگ. (یادداشت مؤلف): کی دهد دست این غرض یارب که همدستان شوند خاطر مجموع ما، زلف پریشان شما.حافظ. رجوع به هم داستان شود.
کلمات همقافیه با «همدستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر