معنی همخانگی
5 بازدید
[ هَ نَ / نِ ] (حامص مرکب) با یکدیگر در یک خانه بودن. در یک خانه سکونت جستن. همنشینی : شهنشه پذیرا شد آن خانه را به همخانگی برد فرزانه را.نظامی روا دارد از دوست بیگانگی که دشمن گزیند به همخانگی.سعدی. || دوستی : با دو حکیم از سر همخانگی شد سخنی چند ز بیگانگی.نظامی. رجوع به هم خانه شود.
کلمات همقافیه با «همخانگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر