معنی هم‌خانه

معنی هم‌خانه

5 بازدید
[ هَ نَ / نِ ] (ص مرکب) همخانه. هم مسکن. که با یکدیگر در یک جا سکونت کنند. همنشین : از پی عدل و فضل شاهانه گور با شیر گشت هم خانه.سنائی. موش، مردم را همسایه و هم خانه است. (کلیله و دمنه). همخانه شوی به مهد عیسی رجعت کنی از اشارت جم.خاقانی. حنظل از معشوق خرما میشود خانه از همخانه صحرا می شود.مولوی. بخت این نکند با من سرگشته که یک روز همخانهٔ من باشی و همسایه نداند.سعدی. کی بود جای ملک در خانهٔ صورت پرست رو چو صورت محو کردی با ملک همخانه باش. سعدی. تو با دشمن نفس همخانه ای چه دربند پیکار بیگانه ای؟سعدی. حالیا خانه برانداز دل و دین من است تا در آغوش که می خسبد و همخانهٔ کیست. حافظ. - همخانهٔ عیسی، همخانهٔ مسیح؛ خورشید که با عیسی در یک آسمان است. (برهان). هر دو در فلک چهارم اند به اعتقاد قدما: نه خورشید همخانهٔ عیسی آمد چه معنی که معلول و حیران نماید؟خاقانی. خورشید شاه انجم و همخانهٔ مسیح مصروع و تب زده ست و سها ایمن از مقام. خاقانی. || ساکن. سکونت گزیننده : نیست جهان را چو تو هم خانه ای مرغ زمین را ز تو به دانه ای.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «هم‌خانه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید