معنی هماویز
5 بازدید
[ هَ ] (ص مرکب) هم آویز. هم آورد. هم کوشش. همتا. کفو. (برهان): به هرمز نعره ای برزد که مگریز بیا کآمد به میدانت هماویز.نزاری. چنان جنگ بر جنگیان تیز شد که دست و گریبان هماویز شد.نزاری.
کلمات همقافیه با «هماویز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر