معنی هماون
5 بازدید
[ هَ وَ ] (اِخ) کوهی در ایران. (برهان). کوهی است مشهور از جبال خراسان که در آنجا میان طوس سردار ایران و پسران سپهدار توران جنگ عظیمی واقع شد و شکست به سپاه طوس افتاد. (انجمن آرا): دو روز این یکی رنج بر تن نهیم دو دیده به کوه هماون نهیم.فردوسی. علف تنگ بود اندر آن رزمگاه از آن بر هماون کشیدم سپاه.فردوسی. بیچاره عدو بر تو کند سود به چاره گر کوه هماون بتوان سود به هاون.قطران. شکرلب نوش از بوم هماون سمن رنگ و سمن بوی و سمن تن. فخرالدین اسعد.
کلمات همقافیه با «هماون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر