معنی هلاک گشتن
5 بازدید
[ هَ گَ تَ ] (مص مرکب) هلاک شدن. هلاک گردیدن. مردن. درگذشتن. جان دادن : اشتر چو هلاک گشت خواهد آید به سر چَه و لب جر.ناصرخسرو. بسیار کس به کید و حیلت خود هلاک گشتند. (کلیله و دمنه). رجوع به هلاک گردیدن شود.
کلمات همقافیه با «هلاک گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر