معنی هلام
5 بازدید
[ هُ ] (ع اِ) طعامی است که از گوشت و پوست گاوساله ترتیب دهند. (منتهی الارب). گوسالهٔ در پوست پخته. (یادداشت مؤلف): عادت بر آن رفته است که آنچ از گوشت بزغاله سازند افسرد گویند و آنچ از گوشت گوساله کنند هلام گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || شوربای سکباج که سرد کرده از روغن صاف و پاکیزه کرده باشند. (منتهی الارب). مرق سکباج مبرد مصفی از روغن. (یادداشت مؤلف): ... و شراب انار باید داد و طعام مصوص و هلام به آب سماغ و آب غوره و آب انار ترش. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «هلام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر