معنی هشیدن
5 بازدید
[ هِ دَ ] (مص) هشتن. هلیدن. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). گذاشتن. || فروگذاشتن و رها کردن. || آویختن. (برهان).
کلمات همقافیه با «هشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر