معنی هزارهزار
5 بازدید
[ هَ هَ / هِ هِ ] (عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب) هزار برابر هزار. یک میلیون : فراغت دل هزارهزار مردم. (تاریخ بیهقی). خراج پارس سی وشش هزارهزار درهم برآمد چنانکه سه هزارهزار دینار باشد. (فارسنامهٔ ابن بلخی). و قرار داد که از آن کوره جمله دوهزارهزار درم خدمت بیت المال کنند. (فارسنامهٔ ابن بلخی)...
کلمات همقافیه با «هزارهزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر