معنی هزاربیشه
6 بازدید
[ هَ / هِ شَ / شِ ] (اِ مرکب) جعبه ای که در آن بشقاب و استکان و قوری و کارد و چنگال و قنددان و چای دان و غیره هر یک جای مخصوص دارد و در سفرها به کار رود. صندوقچهٔ سفری که خانه های مختلف برای جا دادن خوردنیها و ادوات لازمهٔ گوناگون دارد و معمولاً از چوب سازند. (از یادداشتهای مؤلف): چه غم تهی اگر از باده جام و شیشهٔ ماست که چشم پرفن ساقی هزاربیشهٔ ماست. صائب تبریزی.
کلمات همقافیه با «هزاربیشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر