معنی هریسان
7 بازدید
[ ] (اِخ) از طسوج خوزان. (تاریخ قم ص ۱۱۵). در مآخذ جغرافیایی متأخر نام این ده نیست.[ ] (اِخ) این دیه را دارابن دارا بنا کرده و به نام درم خریدگان خود نهاده است و بدین دیه از ممالیک او یک راوریسان نام بوده است، دارا گفت که این دیه را به نام او کنند. پس به مرور وریسان را هریسان گفتند. چنین گویند که یکبار از هریسان چهارهزار جریب ناردانه به مطبخ کسری بردند. (تاریخ قم ص ۸۴).[ ] (اِخ) از دیه های ساوه. (تاریخ قم ص ۱۴۰).
کلمات همقافیه با «هریسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر