معنی هرنوی
6 بازدید
[ هَ نَ وا ] (ع اِ) هرنوه. (اقرب الموارد). رجوع به هرنوه شود.[ هَ نُ وی ی ] (ع اِ) گیاهی است. هرنوه. فرنوه. یا فلیفله. (منتهی الارب). گیاهی است و گویا قرنوه یا فلیفله است. (اقرب الموارد). رجوع به هرنوه و قرنوه شود.
کلمات همقافیه با «هرنوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر