معنی هرنوه
5 بازدید
[ هَ نُ وَ ] (اِ) میوهٔ درخت عود است و آن کوچکتر از فلفل و به زردی مایل است. بوی عود می کند. طبیخ وی بول را براند و سنگ مثانه را بریزاند. (برهان). قرنوه. (ابن بیطار). ابوسهل گوید: فاغرهٔ هندی است و صحیح آن است که: آن دانه ای است که به فارغه شباهت دارد و خردتر از وی بود. پوست او مانند فاغره شکافته شود، اما سخت تر از پوست فاغره بود... بوی او به بوی عود هندی مشابه بود. (از ترجمهٔ صیدنة). فرنوه. رجوع به فرنوه شود.
کلمات همقافیه با «هرنوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر