معنی هراس افتادن
4 بازدید
[ هَ اُ دَ ] (مص مرکب) ایجاد ترس شدن. بیم و هراس پیش آمدن در کاری : شنزبه گفت: سخن تو دلیل می کند بر آنکه از شیر مگر هراسی و نفرتی افتاده است. (کلیله و دمنه). رجوع به هراس شود.
کلمات همقافیه با «هراس افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر