معنی هراسیده
6 بازدید
[ هَ دَ / دِ ] (ن مف) ترسیده. بیمناک. (یادداشت به خط مؤلف). - هراسیده دل؛ آنکه دلش نگران و ترسان است. به دل ترسان : که تا پیل گردد هراسیده دل نیارد نهادن پی از سوی گل.اسدی.
کلمات همقافیه با «هراسیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر