معنی هجیج
5 بازدید
[ هَ ] (ع مص) شکستن خانه را و ویران کردن. (منتهی الارب). ویران کردن خانه. (اقرب الموارد). || به مغاک فروشدن چشم کسی. || برآمدن بانگ آتش. || (اِ) بانگ آتش. (اقرب الموارد). || وادی مغاک. (منتهی الارب). وادی عمیق. (اقرب الموارد). || زمین دراز که بر شتاب آرد رونده را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || خطی که بر زمین کشند بطریق فال کهانت. ج، هُجّان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هجیج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر