معنی هجل
7 بازدید
[ هَ ] (ع مص) چشم گردانیدن زن تا اشاره کند مردی را. (منتهی الارب). گردانیدن چشم تا غمزه کند بدان مرد را. (اقرب الموارد). || انداختن چیزی را. (منتهی الارب). افکندن نی یا دیگر چیز را. (اقرب الموارد). || (اِ) زمین هموار پست میان کوه یا عام است. ج، اهجال، هِجال، هُجول، هجلات. (منتهی الارب). زمین مطمئن و گویند زمین مغاک پست و گشاده میان کوهها که نوردیدنگاه آن مطمئن و سخت بود. (اقرب الموارد).[ هُ جُ ] (ع ص) تنگ: طریق هجل؛ راه تنگ. (منتهی الارب). الطریق غیرالملحوب. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هجل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جل» برای سرودن شعر