معنی هبیغ
5 بازدید
[ هَ بَ یْ یَ ] (ع ص، اِ) زن بدکاری که دست لمس کننده را رد نکند. هبیغة. || درهٔ بزرگ. هبیغة. || رود بزرگ. (معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «هبیغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یغ» برای سرودن شعر