معنی هبیط
6 بازدید
[ هَ ] (ع ص، اِ) لاغر از بیماری و گوشت رفته. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). لاغر. (اقرب الموارد). || شتر لاغر و باریک اندام. (لسان العرب). || ناقهٔ لاغر. ماده شتر باریک اندام و لاغر. (معجم متن اللغة) (لسان العرب). اشتر لاغر. (مهذب الاسماء). || گاو وحشی. (معجم متن اللغة) (لسان العرب). || گاو لاغر. (لسان العرب). عبیدبن ابرص گوید: و کان اقتادی تضمن نسعها من وحش أورال، هبیط مفرد. (از لسان العرب). || زمین باریک. (لسان العرب).
کلمات همقافیه با «هبیط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر