معنی هبریة
5 بازدید
[ هِ یَ ] (ع اِ) ریشهٔ ریزهٔ پنبه و پشم و پر که بپرد. (منتهی الارب). پرز ریزهٔ پنبه و پشم و پر. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). || چرک و سبوسهٔ سر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). نُباغة. نباغ. نُبّاغ، نُبّاغة. پوسته هایی که از سر پراکنده شود. سبوسهٔ سر. (المنجد). || کرک لباس. (معجم متن اللغة). و بدان تعبیر میشود عبارت: «لیث علیه من البردی هبریة». (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هبریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر