معنی هبا شدن
7 بازدید
[ هَ شُ دَ ] (مص مرکب) گرد و غبار شدن. به صورت ذرات گرد و غبار درآمدن : زی مشکلاتها نگشاید رهت کسی گاو از زمین دین به هوا بر هبا شده ست. ناصرخسرو. || تباه شدن. نابود گردیدن. ضایع شدن. از بین رفتن : نوروز تو به بود جهان را کزو چنین هر بد که کرده بود زمستان هبا شده ست. ناصرخسرو. بهینه چیز که آن کیمیای دولت تست ز هم نشینی صهبا، هبا شده ست هبا. خاقانی. حیف که اوقات ما تمام هبا شد عمر گرانمایه صرف چون و چرا شد. رضی ارتیمانی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «هبا شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر