معنی های و هو کردن
6 بازدید
[ یُ کَ دَ ] (مص مرکب) آه و ناله و افغان کردن. غوغای ماتم زدگان و مصیبت دیدگان سر دادن. گریه و زاری و نوحه سرایی کردن : به باغ طرب نیست یک نغمه سنج ز بس در غمش های و هو کرده ایم. ظهوری ترشیزی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «های و هو کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر