معنی های و هوی
23 بازدید
[ یُ ] (ترکیب عطفی، اِ صوت مرکب) های هوی. هایاهوی. شور و غوغای اهل طرب : خوشا هایی ز حق وز بنده هویی میان بنده و حق های و هویی.عطار. || غوغا. فریاد. ندبه و زاری. (برهان): سپه داغ دل شاه با های و هوی سوی باغ ایرج نهادند روی. فردوسی. بکندند موی و شخودند روی از ایران برآمد یکی های و هوی. فردوسی. بزد کوس و سوی ره آورد روی جهان شد پر از لشکر و های و هوی. فردوسی. چو دارا چنان دید برگاشت روی گریزان همی رفت با های و هوی. فردوسی.
کلمات همقافیه با «های و هوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر