معنی هاژ و واژ
5 بازدید
[ ژُ ] (ص مرکب، از اتباع) حیران و سرگردان. سرگشته. سر در گریبان فروبرده. (ناظم الاطباء). هاج و واج (در تداول عامه).
کلمات همقافیه با «هاژ و واژ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اژ» برای سرودن شعر