معنی هازیده
5 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف) دانسته. معلوم. || ملاحظه شده. دیده شده. نگریسته. رجوع به هازیدن شود.
کلمات همقافیه با «هازیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر