معنی نیکوکردار
5 بازدید
[ کِ ] (ص مرکب) محسن. نیکوکار. نکوکردار: شادمان باد و به همت برساد آن نکوعادت نیکوکردار.فرخی. پادشاهان چون دادگر و نیکوکردار و نیکوسیرت و نیکوآثار باشند طاعت باید داشت. (تاریخ بیهقی ص ۹۳). این میزانی است که نیکوکردار و بدکردار را بدان بسنجند. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «نیکوکردار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر