معنی نیکوکاری
5 بازدید
(حامص مرکب) لطف. کرم. احسان. برّ. (السامی). خوبی. مبرت. (یادداشت مؤلف). خیر. کار خیر کردن. دستگیری : هرکه اخبار گذشتگان را بخواند... بتواند دانست که نیکوکاری چیست... و چیست که از مردم یادگار ماند. (تاریخ بیهقی). تا بدان حد که سلاطین روزگار را در نیکوکاری بدو تشبیه کنند. (کلیله و دمنه). علم به کردار نیک جمال گیرد که میوهٔ درخت دانش نیکوکاری و کم آزاری است. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «نیکوکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر