معنی نیکوسیری
4 بازدید
[ سیَ ] (حامص مرکب) نکوسیرتی. نیک رفتاری. نکوکرداری : میر ابواحمد شهزاده محمد ملکی حق شناسنده و معروف به نیکوسیری. فرخی. اندرین دولت مانندهٔ تو کیست دگر چه به نیکوسیری و چه به نیکونظری. فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۳۹۹).
کلمات همقافیه با «نیکوسیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر