معنی نیکوسیر
6 بازدید
[ سیَ ] (ص مرکب) نیک نهاد. خوش وضع و خوش اخلاق و مؤدب. (ناظم الاطباء). خوش رفتار. نکوسیرت : منت بندهٔ خوب نیکوسیر به دست آرم این را به نخاس بر.سعدی. در این بوم حاتم شناسی مگر که فرخنده روی است و نیکوسیر.سعدی. گل بی خار میسر نشود در بستان گل بی عیب جهان مردم نیکوسیرند.سعدی.
کلمات همقافیه با «نیکوسیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر