معنی نیکوحالی
5 بازدید
(حامص مرکب) رخاء. قوی حالی. توانگری. فراغ بال: تجمل؛ نیکوحالی نمودن. (دستورالاخوان). هم مثل المعی و الکرش؛ یعنی ایشان در نیکوحالی و ارزانیند. (منتهی الارب). || سلامت. تندرستی. || خوشحالی. خوشوقتی. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نیکوحالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر