معنی نیمکشیده
5 بازدید
[ کَ / کِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) نیم کش. (آنندراج). شمشیری که نیمهٔ آن از نیام درآمده باشد. (ناظم الاطباء): به جام دیگرم ای ساقی از غلاف برآر که تیغ نیم کشیده ست نیم مستی من. قاسم مشهدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نیمکشیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر